مجموعة مؤلفين

210

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بازار كه مى گذشتيم بعضى دوست [ 10 ] و آشنا را ملاقات نموده ، آمديم كه منزل فتح الله همه ساله ، منزل كنيم ، ديگران گرفته بودند ، آمديم حاجى « 1 » منزل كرديم . چند اتاق فرش كردند ، هر كسى به جاى خودش منقسم شد . چاى صرف نموده مجدداً كلانتر و ميرزا مهدى خان برادر زاده حكيم قاشانى و بعضى از دوستان آمده ، ملاقات و صحبت شد . بعد از صحبت ايشان رفتند . بعد ، سيد لطف الله پسر آقا سيدخلف بهارى آمده قدرى نشسته رفت . بعد ، حضرت مستطاب اشرف و الا به حال پرسى فرستاده بودند و فرموده بودند كه فردا ناهار را بيائيد پيش من با هم صرف ناهارى و صحبتى نموده باشيم و چند روزى نزد من مهمان باشيد ، درجواب چون مهمان داشتم عرض كردم كه فردا ناهار مهمان دارم و پس فردا هم حركت مىكنم ، ايشان رفتند . تنها بودم ، شجاع نظام و ميرزا محمود آمده و نشسته ، مشغول روزنامه نوشتن و صحبت شديم . امروز از بيستون الى شهر كه شش فرسنگ است . پنج ساعته رسيديم . [ 11 ] [ ديدار با شاهزاده فرمانفرما ] چهارشنبه 20 [ شوال ] : توقف كرمانشاهان ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، يك استكان چاى صرف نموده ، حمام رفتم . جناب مستطاب آقا رحيم و ميرزا مهدى خان تشريف آورده بودند منزل بنده ، از حمام آمدم ، ملاقات حاصل شد . بعد ، نواب اشرف و الا اكبر ميرزا تشريف آورده ، با ايشان صحبت نموده ، چاى قليان صرف نموده ، جناب فريد الملك و اخوى ايشان تشريف آوردند . مشغول صحبت شدند . و تشريف بردند . موقع ناهار شد . حضرات تشريف بردند . ميرزا مهدى خان ناهار آنجا بود ، ناهار صرف نموده ، بنا شد كه جناب فريد الملك و اخوى خودشان شب مهمان بنده باشند . طرف عصر شد ، بنده رفته بودم بازديد اكبر ميرزا ، حضرات تشريف آوردند . مراجعت به منزل نمودم . قدرى صحبت متفرقه نموده ، نماز خوانديم . شام صرف نموده ، ايشان به منزل خودشان تشريف بردند . ما هم استراحت كرديم .

--> ( 1 ) . يك كلمه افتادگى دارد